استغفار

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

ایات 3 و 4 سوره هود:

« و ان استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یمتعکم متاعا حسنا الی اجل مسمی ویوت ذی فضل فضله و ان تولوا فانی اخاف علیکم عذاب یوم کبیر

« و این که از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به سوی او برگردید که شما را تا وقت معینی از مواهب زندگی به خوبی بهره مند سازد و هر صاحب فضلی را به اندازه فضیلتش عطا فرماید و اگر رو بگردانید, پس من قطعا برای شما از عذاب روز بزرگی می ترسم.»

الی الله مرجعکم و هو علی کل شی قدیر.

« بازگشت شما به سوی خدا است و او بر هر چیزی توانا است».

برداشت:

سالک الی الله باید برای حرکت و رفتن به سوی خدا در ضمن یاد آوری اشتباهات و خطاهای خویش برای انها از خدای عزیز طلب امرزش کند و استغفار نماید و در عین حال توبه هم بکند. توبه مهم ترین قدم برای سالک الی الله است زیرا راه او را مشخص و هدف او را معین می نماید . توبه برای سالک الی الله بازگشت او به سمت راه خدا و پشت کردن به دشمنان و شیطان است و اگر سالک الی الله توبه کند, خدای تعالی او را از نعمت ها و مواهب زیادی می دهد و توبه سبب جلب نعمت به انسان می گردد و سالک الی الله باید بداند همان طور که توبه او را صاحب نعمت می کند روی گرداندن از خدای تعالی و توبه نکردن سبب جلب عذاب و دوری از رحمت پروردگار می نماید. در آیه بعد خدای تعالی به سالک الی الله وعده می دهد که به سوی او باز می گردد و اوست که تواناست و می تواندبدی های او را به خوبی تبدیل کند واز گناهان او بگذرد وبه کسانی که توبه نمی کنند انها را می ترساند که بدانند بالاخره باید به سوی خدا بازگردند ولو الان در دنیا این کار را نکنند و بدانند که خدای تعالی توانا بر عذاب انها است.

در ایه فوق نکاتی جلب توجه می کند: اول ان که طلب آمرزش واستغفار از توبه جداشده اند. اصولا افراد این دو مسئله را یکی پنداشته اند و فکر می کنند استغفار همان توبه است حال این که خدای تعالی در ایه فوق می فرماید: از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به سوی او برگردید یعنی طلب آمرزش و استغفار قبل از توبه است کسی که توبه کند دیگر به گناهان نباید برگردد و اصولا چنین توبه ای در لسان رویات و ایات قران توبه واقعی میگویند.

 

ایه 74 سوره توبه

بسم الله الرحمن الرحیم

خدای تعالی در این سوره مبارکه از ابتدا با مشرکان و کسانی که کافر شده اند اعلان جنگ و بیزاری کرده است. اما در هر ایه ای که به انها سخت گرفته و انها را بشدت توبیخ نموده است در انتهای ان ایه راه توبه و بازگشت به انها را نشان داده و در حقیقت از انها خواسته است که برگردند. خدای مهربان و مظلوم در این دسته از ایات با نهایت محبت و مهربانی بندگان خاطی و گناهکار انهایی که به خدا ظلم کرده اند را به بازگشت و جبران  گذشته دعوت کرده است.

خدای تعالی هیچ گاه انسانها را مجبور به کاری نکرده بلکه راه انتخاب را برای انها باز گذاشته و تنها خوبیها و بدیها را به انها اموزش می دهد اما به کرات در ایات قران انسانها را به خوبیها و کارهای درست دعوت می کند و از انها می خواهد که از زشتی ها و بدی ها دوری کنند این نشانه نهایت لطف و محبت خدای تعالی به عموم بندگان است یا به عبارت دیگر همان رحمانیت پروردگار که در این دنیا برای همه وجود دارد.

برداشت:

سالک الی الله باید در بداند که تبری و تولی دو اصل مهم زندگی و حیات روح او هستند برای داشتن و عمل کردن به این دو اصل باید با دقت و تامل در ایات قران راه ان را از خدای تعالی یاد بگیرد. همان طور که خدای تعالی به کسانی که به کفر و شرک خود اصرار دارند اعلان جنگ کرده او نیز نسبت به انها نهایت بیزاری اعلام کند و عملا وقولا از انها دوری کند و اگر اینها به سوی خدا برگشتند و راه اصلاح و خیر در پیش گرفتند نسبت به انها مهربانی کرده و کمک کنند تا در صراط مستقیم قرار بگیرند.

 

ادامه مطلب قبلی

                                    بسم الله الرحمن الرحیم

برداشت:

سالک الی الله باید بداند که رحمانیت پروردگار در دنیا شامل حال همه انسانها شده است و اگر کسی از این رحمانیت استفاده کرد و به سوی خدای تعالی بازگشت مورد رحمت خدای تعالی نیز واقع می شود. لذا نباید سالک الی الله با بندگان خدا طوری رفتار کند که انها احساس کنند راه بازگشتی ندارند بلکه باید برای همه افراد راه خدا را طوری توضیح دهد که بفهمند در هر لحظه که خواستند می توانندبه سوی معبود خویش برگردند و توبه کنند و به خیر و خوبی در دنیا و اخرت برسند.

و بنا به قول امام رضا علیه السلام سالک الی الله باید از فعل بد افراد بدش بیاید و اظهار بیزاری کند نه از خود بندگان زیرا برای انها جای بازگشت و توبه هست.

سالک الی الله باید نه تنها خودش را هدایت کند بلکه باید دیگران را نیز کمک کند , موعظه کند فکر نکند یک فرد خاطی و خطاکار دیگر نمی تواند برگردد, در ایه فوق خدای تعالی انها که به جنگ با خدا امده اند را خوانده و به سوی هدایت و توبه دعوت کرده است. لذا سالک الی الله باید از ایه فوق درس بگیرد که همه را کمک کند تا توبه کنند و بداند که راه پروردگار همیشه باز است و دامن لطف پروردگار دائماً پذیرای بندگان خاطی و معصیت کار است.

 

ادامه مطلب

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

در این ایه ابتدا خدای تعالی اظهار دوری و برائت از این گونه افراد می کند و انها را در ابتدا مورد بی مهری و غضب خود قرار می دهد و به انها می فهماند که ادامه چنین روش و راهی فقط غضب و دوری از خداست اما برای این که این افراد فکر نکنند راه بازگشتی ندارند هر چند بسیار ظالم نسبت به خدای تعالی بودند اما می توانند توبه کنند و خدای تعالی انها را راهنمایی هم می کند که اگر توبه کنید برای شما بهتراست.

می توان به یک نکته دیگر نیز اشاره کرد که خدای تعالی در حقیقت از شرک و ظلمی که نسبت به خدای تعالی دارند بیزاری و برائت جسته نه خود انها زیرا در ادامه ایه خدای تعالی انها را به سوی خود دعوت می فرماید. یعنی این صفت و حالت شرک  بد و مذموم است اما اگر کسی که دچار ان است توبه کند و به سوی خدا بازگردد خدای تعالی او را می بخشد و خیر و خوبی نصیب او می گردد.

امام رضا علیه السلام نیز در خصوص این مطلب می فرماید:  و سئل الرضا ع فقال أ هي مخلوقة لله فقال لو خلقها لما تبرأ منها و قد قال الله أَنَّ اللَّهَ بَرِي‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ  و لم يرد البراءة من خلق ذواتهم و إنما تبرأ من شركهم و فضائحهم۱

از حضرت رضا علیه السلام در این خصوص سوال می شود می فرماید برائت و بیزاری خدا از ذات افراد نیست بلکه بیزاری از شرک انها ست.

 ۱- متشابه‏القرآن     1     118    فصل .....  ص : 118

ایه 3 سوره توبه

                                             بسم الله الرحمن الرحیم

«وَأَذَانٌ مِنْ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنْ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَبَشِّرْ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»« و اين‌ آيات‌ اعلامي‌ است‌ از طرف‌ خدا و پيامبرش‌ به‌ مردم‌ در روز «حجّ اكبر» كه‌ قطعاً خدا و پيامبرش‌ از مشركين‌ بيزارند. پس‌ اگر توبه‌ كنيد، براي‌ شما بهتر است‌ و اگر سرپيچي‌ كنيد، بدانيد كه‌ شما نمي‌توانيد خدا را ناتوان‌ سازيد و كافران‌ را به‌ عذاب‌ دردناكي‌ مژده‌ بده‌. »

خدای تعالی در ایات متعدد با گروهها و فرقه های مختلف با عقاید مختلف صحبت کرده و انها را به سوی خود دعوت کرده است.

هر چند مقام و عظمت پروردگار بسیار بالا و عظیم است اما برای هدایت و نجات و فلاح بندگان دستجات مختلف را جداگانه به سوی خود دعوت کرده و از انها خواسته است که به سوی او برگردند. این خدای مظلوم, خدایی که از طرف بندگان بی ارزشش دائماً مورد بی مهری و بی توجهی قرار می گیرد, اما از انها ناامید نشده و همیشه انها را به سوی رستگاری دعوت کرده است.

در این ایات خدای تعالی قطعنامه ای بر علیه مشرکین داده است قطعنامه ای شدید اللحن. اما در انتها باز هم از در رحمت و رحمانیت به سوی بندگان برگشته و می فرماید : اگر توبه کنید برای شما بهتر است.

خدای به این مهربانی , به این با محبتی , چقدر انسان باید نافهم و کم درک باشد که بسوی چنین خدایی برنگردد. پروردگار در کمال رأفت و مهربانی می فرماید: اگر توبه کنید, یعنی مجبور نیستید بلکه اختیار دست شماست اما اگر انجام دهید برایتان بهتر است , کلامی به این درجه از محبت را برای مومنین خدای تعالی نمی فرماید بلکه برای مشرکین همانهایی که تابلوی اعلان جنگ و مخالفت با خدای تعالی را برداشته و با او می جنگند برای چنین افرادی خدای تعالی این گونه با محبت حرف می زند.

چرا به سوی خدا بازنمی گردند؟

                                  بسم الله الرحمن الرحیم

ايه 74 سوره مائده

« أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ »

«چرا اينها به طرف خدا بر نمي گردند و توبه نمي كنند و از او طلب بخشش نمي نمايند؟ و حال آن كه خداوند بخشنده ي مهرباني است.»

در اين آيه خداي تعالي به كساني كه براي خداي تعالي شريك قائل شده و به تثليث معتقد بودند ايراد مي گيرد كه چرا توبه نمي كنند؟ چرا به سوي خدا باز نمي گردند؟ اين نشانه نهايت رحمانيت پروردگار است كه حتي نسبت به كساني كه بالاترين ظلم ها را به پروردگار كرده اند و حق خداي تعالي را ضايع كرده اند نيز مهرباني داشته باشند و انها را به خير و خوبي كه در همان توبه و بازگشت شان به سوي خدا نهايت خير و خوبي است. دعوت مي فرمايد.

اين نشانه اين است كه براي هر كسي راه رستگاري باز است و همه انسانها ولو ظالمترين انها مي توانند به سوي خدا بازگردند و توبه كنند. راه توبه شاهراهي است كه هميشه و در همه حال باز است و گنجايش پذيرفتن همه انسانها را دارد. اين اعلاميه اي عمومي است كه خداي تعالي براي تمام بندگان مشرك كه از راه حق و حقيقت دور شده اند فرستاده است كه فكر نكنند راه بازگشت و توبه تنها براي عده ي خاصي است بلكه اين راه براي همه اقشار و گروهها باز است.

رفع شبهه ای

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید شبهه شود چرا برای این قوم این گونه عذاب در نظر گرفته شد و راه توبه انها بسیا رسخت که منجر به کشته شدن عده زیادی بود تعیین شد؟

شرک از بزرگترین گناهان است که حتی در قران کریم می فرماید: غیر از شرک بقیه گناهان بخشیده می شود.(سوره نساء ایه 48). یعنی این گناه نابخشودنی است زیرا انسانی که این قدر نادان و احمق و کافر باشد که نتواند خدای با ان عظمت را ببیند خدای ظاهر, خدائی که نه تنها در تک تک سلولهای بدن خودش ظاهر است بلکه در تمام عالم خلقت ظاهر و روشن است چنین انسانی به واقع انسان نیست بلکه در اثر کفران و صفات زشت چنان روح خود را کثیف و آلوده ساخته که از حیات او را محروم کرده و در حقیقت این انسان روح ندارد. انسان مرده که فقط مجسمه ای است و می خورد و می اشامد و فایده ای ندارد چه فرقی دارد امروز این مجسمه از حرکت بیافتد یا فردا و بلکه این نوع کشته شدن , شاید ضربه ای بر او وارد کرده و حیات را پیدا کند. اگر انسان آن صحنه را تصور کند متوجه وخامت و شدت امر بنی اسرائیل می گردد. تعداد بیشماری انسان در محلی جمع گردند و سرهای خود را بپوشانند و شمشیر بزنند, شاید کنایه از این باشد که اینها وقتی گوساله را پرستیدند  چشم حقیقت بین خود را بسته و کورکورانه گاو را پرستیدند و این عمل انها همان شمشیر تیز بر بدن خود زدن است. و از بین بردن روح خود است. انها در وقتی که گوساله را پرستیدند حیات روح خود را از دست دادند و در این توبه جسم خود را از دست می دهند جسمی که در مقابل روح اصلا اهمیتی ندارد.

وقتی در تاریخ نگاه می کنیم می بینیم با این که این عذاب شدید و توبه ی سخت برای انها در نظر گرفته شد اما دوباره انها از حقیقت روگرداند و این نشان می دهد که انها مردمانی بودند که مستحق  چنین جزای سختی بودند.

 

توبه بني اسرائيل

                                        بسم الله الرحمن الرحيم

وقتي قوم موسي گوساله پرستيدند در حقيقت مشرك شده و سپس نادم و پشيمان شدند و خواستند توبه كنند. حضرت موسي عليه السلام كه پيامبر الهي است كلامي غير از اوامر الهي بر زبان جاري نمي كند به انها طريقه ي خاصي براي توبه از اين گناه عظيم آموخت كه صريح آيه قران است:«فاقتلوا انفسكم» يعني بكشيد خود را، در روايات ذيل ايه فوق امام عليه السلام مي فرمايد: حضرت موسي عليه السلام بني اسرائيل را در صحرايي جمع كرد و به انها گفت سر خود را بپوشانيد و فقط شمشير بزنيد بعضي روايات مي گويد هفتاد هزار نفر كشته شدند تا بخشش خداي تعالي بر آنها نازل شد.

در حقيقت براي پاك شدن بني اسرائيل از آن گناه عظيم اين نحوه توبه از طرف خداي تعالي تعيين شد. در ا نتهاي آيه مي فرمايد خدا توبه پذير و مهربان است.

 

کشتن نفس و توبه

بسم الله الرحمن الرحيم

استاد معظم حضرت ايه الله حاج سيد حسن ابطحي دام ظله در كتاب وظايف سالك الي الله جلد اول در ذيل ايه فوق چنين مرقوم فرموده اند:

«مرحله توبه»

«سالك الي الله در مرحلة توبه اول بايد به ظلم‌هايي كه به خود كرده اقرار كند و آنچه در دل خود از بت پرستي‌هاو ديگران پرستي‌ها،انجام داده پشيمان شود و بلكه نفسانيت خود را از بين ببرد تا پروردگارش كه تواب و مهربان است توبة او را بپذيرد.»

سالك الي الله بايد براي حركت به سوي خداي تعالي اول توبه كند يعني به سوي معبود و خالق خويش برگردد. اين قدم بسيار مهم است زيرا قدمي در جهت تعيين مسير است انساني كه راه را اشتباه رفته بايد اول مسير صحيح را انتخاب و به سوي ان تغيير جهت دهد . به همين جهت است كه در مرحله ي توبه سالك الي الله بايد به ظلم هايي كه به خود كرده در مرحله اول مقر باشد و انها را بشناسد و درك كند. و اگر پذيرفت كه گناه كرده و ظالم به نفس خويش بوده در حقيقت به توبه واقعي دست يافته و يقينا از ارتكاب مجدد ان محفوظ مي شود.

در مرحله ي بعد بايد بداند كه از بزرگترين ظلمهاي به نفس، پرستيدن چيزي و كسي غير از خداست اگر اين را بفهمد و معناي پرستش را درك كند كه همان اطاعت از هر چيزي غيراز خداست. مي تواند به معناي كامل توبه برسد و در توبه خود راسخ باشد.

سالك الي الله بايد براي توبه كردن پا روي نفس خود بگذارد و در حقيقت ان را بكشد و از ميان بردارد تا بتواند توبه كند. زيرا نفس به كمك شيطان او را از راه راست منحرف كرده و مرتكب خطاها و گناهان كرده است و البته معناي كشتن اين نيست كه ان را از بين ببرد بلكه عمل نكردن به اوامرش و ناديده گرفتنش همان كشتنش است.

در ايه فوق حضرت موسي عليه السلام براي توبه بني اسرائيل راه خاصي را بيان مي فرمايد. مي توان نتيجه گرفت كه توبه ي هر عمل و كار زشتي بالنسبه ي ان فرق مي كند. از اين جاست كه با اهميت وجود استاد و راهنما فردي كه مجتهد در امر تزكيه نفس باشد، فردي كه طبيب روح باشد و بتواند براي امراض روحي و معالجه ي انها نسخه اي بدهد ، پي مي بريم زيرا اوست كه مي تواند مشكل هر فرد را بالنسبه ي روحياتش درك كرده و راه حل مناسب بر اساس ايات قران كريم و فرمايشات معصومين عليهم السلام بدهد.

در ايات مختلف قران هيچ كجا براي توبه از پرستش غير خدا امر به كشتن نشده اما در ايه فوق بخاطر اهميت موضوع و روحيه بت پرستي كه در وجود بني اسرائيل بوده بايد مجازاتي سنگين مي شدند تا تاثير بسياري بر انها بگذارد. استاد معظم در توضيح ايه فوق مي فرمايد: اري فشار و نا امني و احتمال آن كه هر كسي ضعيف است بتواند در كمين قوي بايستد و او را از پاي در آورد و بالاخره هرج و مرج و نا امني در هر كجا كه بوجود آيد جان ان مردم را به لب مي رساند و چون گناه و خطاي انها دسته جمعي بود مواخذه و توبه هم بايد فراگير و دسته جمعي باشد. اين به خاطر ان كه ارزش امنيت را بدانند و از اين گونه كارهاي انحرافي براي هميشه توبه كنند، بود.

مقام معظم رهبري كه حضرت موسي در ان زمان عهده دارش بود ايجاب مي كرد كه انحراف انها را متذكر شود . راه توبه را به انها نشان دهد و قاطعيت داشته باشد و اهميت امنيت و نظم جامعه را براي انها مشخص كند و با مشكل ترين تنبيهات نگذارد اين خطاها تكرار شود.(كتاب توضيح ايات قران كريم از جمله تاليفات استاد معظم حضرت ايه الله حاج سيد حسن ابطحي دام ظله صفحه 299).

 

 آيا علّت غيبت حضرت ولىّ عصر  عليه‏السلام فقط آماده نبودن مردم است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

دوست دارم در ماه مبارک رمضان وب را به کلام گهربار استاد معظم و دانشمند روشنفکر معاصر حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام ظله منور کنم لذا در جواب این سوال ایشان در کتاب ارزشمند انوار صاحب الزمان علیه السلام چنین مرقوم فرموده اند:

 تنها اين نيست، علل مختلفى دارد كه يكى از آنها آماده نبودن مردم است. البته مسأله مهم در ظهور همين است كه مردم آماده شوند و اوّل احساس نياز به يك عدالت‏گستر پيدا كنند و بعد خواستارش شوند و وقتى ظهور فرمود، به عدالت او تن داده و عدالتش را قبول كنند و قوانينش را بپذيرند. اين هم كه روايت دارد بايد دنيا پر از ظلم و جور بشود تا حضرت ظهور كنند،[1] به اين جهت است كه وقتى دنيا پر از ظلم و جور شد و مردم متوجّه شدند حقّشان ضايع مى‏شود، همه آماده براى يك دادخواه عدالت‏گسترى كه بيايد حقّشان را به آنها برگرداند، مى‏شوند، پس دو چيز براى ظهور آن حضرت لازم است:

     اوّل: پر از ظلم و جور شدن دنيا و به عقيده‏ى من همان وقتى كه درِ خانه‏ى على بن ابيطالب  عليه‏السلام و ائمّه‏ى اطهار  عليهم‏السلام را بستند دنيا پر از ظلم و جور شد، چون مردم از معارف حقّه و علوم حقيقى دور نگه داشته شدند.

     دوّم: اينكه انسان اين را بفهمد و درك كند كه يك چنين حقّى از او گرفته شده و دادخواهى كند، آن وقت دادخواه به سراغش مى‏آيد



[1]      ــ اين عبارت قسمتى از روايات متعدّد و معتبرى است كه از شيعه و سنّى در ابواب مختلف و با مضامين متفاوت نقل شده است كه فقط به چند منبع آن اشاره مى‏كنيم: بحارالانوار جلد 36 صفحه‏ى 246 باب نصوص الرسول  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ احاديث 2 و 59 و 68 و موارد بسيار ديگر.

     و در منابع اهل سنّت مانند سنن ابى داوود ـ كتاب المهدى  عليه‏السلام ـ احاديث 4282 و 4283 و 4285 و موارد بسيار ديگر.

خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

سلمان فارسى رحمه الله فرمود: «خطبنا رسول الله صلى الله عليه و آله فى آخر يوم من شعبان، فقال يا ايها الناس قد اظلكم شهر عظيم مبارك، شهر فيه ليلة خير من الف شهر، جعل الله صيامه فريضة و قيام ليله تطوعا، من تقرب فيه بنافلة من الخير كان كمن ادى فريضة فيما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر يزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم‏» (1)

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

http://www.balagh.net/

ماه شعبان ماه قدم بزرگ

بسم الله الرحمن الرحیم
ماه شعبان امد و هم چنان در این ایام هستیم اما ایا فکر کرده ایم که چقدر به امام زمانمان نزدیک شده ایم چقدر توانسته ایم با چراغانی و جشنهایمان دل عزیزش را بدست آورده ایم. و چقدر به این وسیله به خدا نزدیک تر شده ایم بیایید قدم را کمی بزرگتر برداشته و به فکر قدمهایی مهمتر باشیم.

سالگرد غروب خورشید

بسم الله الرحمن الرحیم

نیم قرن از وفات عالم جلیل و بزرگوار حضرت ایه الله حاج ملا اقا جان زنجانی گذشته و ما امروز و هر سال در این روز در فراق او می نشینیم و افسوس از دست رفتن انسانهای کاملی چون او را می خوریم.

او انسانی ساخته شده و تزکیه شده کامل بود.

او انسانی بود که هوای نفس خویش را تربیت کرده و جز خواست پروردگارش چیزی نمی خواست

او انسانی کامل بود

او عاشق مولایش حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام بود.

او سالهای زیادی در عشق امام زمانش علیه السلام سوخت و

بالاخره

در چنین روزی به ان بزرگواران پیوست

روحش شاد و انشا الله

ما هم

پیرو

راه

او

 

جوابیه به بی بی سی

بسمه تعالی

سایت بی بی سی فارسی در بخش اخبار ایران مطلبی درباره حضرت بقیه الله ارواحنا فداه و نظرات استاد سید حسن ابطحی زیر عنوان ظهور صغری نوشته است که ما عین مطالب او را و جوابیه ایشان را در اینجا می آوریم

 او نوشته است ...... پس از درگذشت آیه الله خمینی دیدگاههای عرفانی و محفل ها یی که به امور ماوراء الطبیعه اهمیت بسیار می دادند رشد روزافزونی پیدا کردند .

جواب  ........ شیعه تا بوده به امام زمان علیه السلام و ماوراء الطبیعه و ملکوت عالم معتقد بوده و از روزی که قرآن اشاره به ملکوت عالم فرموده و آیاتی در این باره ذکر کرده باید هر مسلمانی به ماوراء الطبیعه و امام زمان علیه السلام معتقد باشد .

او نوشته است ...... گرچه با همه مدعیان ارتباط برخورد صورت نمی گیرد اما گویا مصونیت رسمی نداشتن و در عین حال گروه و پیرو داشتن می توان دلیلی برای برخورد باشد ، سید حسن ابطحی وضعیت این چنینی دارد .

جواب ...... این مطلب بطور  ضعیفی تا حدی در ایران درست است ولی آقای سید حسن ابطحی هیچ کجا در کتابها و یا سخنرانی هایش ادعای ارتباط با امام زمان علیه السلام نداشته بلکه او معتقد است امام زمان روحی فداه حافظ کل جهان هستی است. زیرا او ید الله است و با اراده پروردگار عالم را حفظ می کند و سبب متصل بین خدا و خلق است و حافظ همه ی عالم هستی است که فرمود : « لولا الحجه لساخط الارض باهلها ». ولی بین ارتباط با آن حضرت و دیدار با آن حضرت فرق است . دیدار با آن حضرت یعنی هر وقت امام عصر ارواحنا فداه روی مصالحی اراده بفرماید که با کسی دیدار کند انجام می شود و الا به هیچ وجه به نوع دیگر انجام نخواهد شد .

اما ارتباط با آن حضرت که بعضی از افراد نادان مدعی آن هستند. معنی اش این است که هر وقت می خواهند با امام زمان علیه السلام ارتباط برقرار می کنند و پیام می برند و می آورند . که هرکس این ادعاء را داشته باشد دروغگو و افترا زننده است و مطرود جامعه شیعه باید قرار بگیرد و استاد سید حسن ابطحی این مطلب را در کتاب هایشان صریحا نوشته اند و هیچگاه این چنین ادعایی نفرموده اند .

او نوشته است ... این روحانی کهنسال پرکار که در دهه هفتاد یعنی پس از درگذشت آیه الله خمینی کتابهای بسیاری به چاپ رسانده که تماما درباره امام زمان و راههای نزدیکی به امام دوازدهم است در این کتابها بطور غیر مستقیم ادعا شده که آقای ابطحی بارها امام زمان را دیده است .

جواب ...... استاد سید حسن ابطحی در خصوص امام زمان علیه السلام چهار عنوان کتاب بنام های مصلح آخرالزمان و مصلح غیبی و ملاقات با امام زمان و انوار صاحب الزمان علیه السلام که قبل از رحلت آیه الله امام خمینی به چاپ رسانده و پخش کرده است.

 تنها برای کتاب مصلح غیبی و اهمیت مطالب آن دکترای افتخاری گرفته است و کتاب مصلح آخر الزمان که وا نموده بحثهائی درباره امام عصر ارواحنا فداه در اولین سمپوزیوم اسلام و مسیحیت      ارتدکس در یونان بوده ونظرات جامعه جهانی رادرآن بیان کرده است و قبل از اینها کتاب ملاقات با امام زمان مکرر به چاپ رسیده و به زبانهای مختلف ترجمه شده است و کتاب انوار صاحب الزمان که مجموعه سئوالاتی است که در کانون بحث و انتقاد و دینی مشهد که از سال 1341 تشکیل شده بود پرسش شده و همه این کتابها به یک نحوی قبل از دهه هفتاد تنظیم و چاپ گردیده است و این چهار جلد از مجموعه پنجاه و چند جلد کتابی است که از ایشان تالیف و پخش شده است .و در هیچ یک از این کتابها علاوه بر آنکه ادعای ارتباط با آن حضرت نداشته مدعیان ارتباط با امام زمان علیه السلام را دروغگو و کذاب دانسته است .

او نوشته است ...... حکومت اسلامی در یکی دو سال اخیر برخورد دوستانه ای با این روحانی پیر که فرزندش در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی از معاونان او بود نداشته و کار به بازداشت و حصر خانگی کشیده است .

جواب ........... ایشان با اینکه کمال رعایت را در ورود به امور سیاسی و انتقاد از دولت داشته و در اهمیت ولایت فقیه تاکید کرده و دوستان خود را مقید به این مسئله نموده در تاریخ 28 خرداد 1385 او و دوستانش را دستگیر و محکوم به نشر اکاذیب و مصادره اموال و حصر کرده اند  .

او نوشته است ...... هرچه هست گفته های سید حسن ابطحی و محمود احمدی نژاد اشتراکات بسیاری دارد آقای ابطحی معتقد است دنیا در شرایط ظهور صغری بسر می برد و شرایط به گونه ای است که ظهور امام دوازدهم بزودی صورت خواهد گرفت .

جواب ......... اعتقاد استاد سید حسن ابطحی در خصوص ظهور صغری منحصر به فرد نیست بلکه علمای بزرگ مانند آیه الله مکارم شیرازی و مرحوم حاج ملا آقاجان زنجانی به این مطلب تصریح کرده اند و در نوشته هایشان آورده اند و همه ی شیعیان معتقدند که اگر در خانه ی خدا بروند و از خدا آن وجود مقدس را تقاضا کنند بزودی آن حضرت ظهور خواهند یافت و عالم را پر از عدل و داد خواهند کرد .

او نوشته است ..... آقای احمدی نژاد نیز در تمام سخنرانیهایش برای سرعت یافتن ظهور دعا می کند و حتی رسما اعلام می کند که دولت او وظیفه دارد زمینه ظهور را فراهم کند .

جواب ......... امید است دعاهای او و دعاهای تمام شیعیان مستجاب شود و انقلاب ما به دولت ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه متصل گردد.

به نقل از وبلاگ تزکیه  

ولادت با سعادت حضرت زهرا س مبارک باد

The image “http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/b/b9/fatemeh3.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

در زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان

نه پری بود و نه جبریل و نه دوزخ نه جنان

دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود

اولین واژه که آمد به نظر فاطمه(س) بود

میلاد با سعادت بانوی دو عالم بر شما تبریک میگویم

بررسی اجمالی ایاتی که در خصوص امر به توبه است

بسم الله الرحمن الرحیم

1-                بررسی اجمالی ایاتی که در خصوص امر به توبه است:

ایه 54 سوره بقره «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمْ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»

« «مجازات‌ بني‌اسرائيل‌»

     و موسي‌ به‌ قومش‌ گفت‌: اي‌ قومِ من‌، شما به‌ خاطر اينكه‌ گوساله‌ را براي‌ پرستيدن‌ انتخاب‌ كرده‌ايد قطعاً به‌ خود ظلم‌ نموده‌ايد. پس‌ توبه‌ كنيد و به‌ سوي‌ خالقتان‌ برگرديد. پس‌ خودتان‌ را بكُشيد. اين‌ كار شما نزد خالقتان‌ برايتان‌ بهتر است‌، پس‌ خدا توبة‌ شما را پذيرفت‌، قطعاً او همان‌ توبه‌پذير مهربان‌ است‌. »

خدای تعالی در این ایه در ادامه قصه بنی اسرائیل و حضرت موسی در بیان مجازات بنی اسرائیل انها را امر به توبه می نماید.

برداشت از ایه فوق:

در این قسمت ابتدا برداشت

استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه در کتاب وظایف سالک الی الله جلد 1 در ذیل ایه فوق را می آوریم سپس برداشت شخصی خود را ضمیمه می نمایم.

 

آيات د رخصوص توبه:

بسم الله الرحمن الرحیم

در قران كريم ازاين ريشه 87 كلمه به معاني مختلف امده است كه  در این بخش اجمالا آنها را توضیح می دهیم.

در یک دسته بندی در خصوص ایات توبه می توان این نتایج را گرفت که به دسته های زیر تقسیم می شوند:

1-      ایاتی که در خصوص امر به توبه است.

2-      آیاتی که در خصوص تقاضای توبه است.

3-      ایاتی که توبه و شرایط آن را بیان می کند.

4-      ایاتی که صفت تواب خدای تعالی را بیان می کند.

5-      ایاتی که عدم پذیرش توبه را بیان می کند.

6-      ایاتی که توبه پذیری پروردگار را مطرح می کند.

 

 

نتیجه ای کلی از مطالب گذشته

بسم الله الرحمن الرحیم

از مجموع توضيحا ت مطالب گذشته مي توان نتيجه گرفت كه اگر كلمه تواب بر خداي تعالي اطلا ق گردد  به معناي نظر كردن خداي تعالي بر بنده معصيت كار و توفيق بازگشت دادن به اوست . و اگر بر بنده صدق كند به معناي بازگشت و عود از معاصي و راههاي انحرافي بسوي پروردگار خويش و اصل خلقت است .

وقتي بنده توبه مي كند از معاصي برگشته و عزم برانجام طاعت خداي تعالي گرفته و بوسيله انجام طاعات سعي در رضايت مولاي خويش دارد .

چنانكه مولف كتاب لسان العرب ميگويد : توبوا الي الله جميعا يعني بازگرديد بسوي طاعت خدا و بازگشت بسوي او كنيد.

در مجمع البحرين معناي قبولي توبه را اين چنين مي گويد كه قبولي توبه يعني برداشته شدن عقاب و عذاب از بنده بوسيله توبه .

يعني وقتي فرد توبه مي كند و بسوي پروردگار خويش بازمي گردد و خداي تعالي توبه او را مي پذيرد اين بازگشت و پذيرش توبه سبب مي شود فرد از عذابي را كه بواسطه اعمال نادرست مستحق آن شده رهايي پيدا كند و  موجبات رفتن به جهنم برطرف گردد. درعوض بخاطر انجام طاعات و عبادات مستحق بهشت و ثواب الهي بگردد.

 

فرق توبه و استغفار

بسم الله الرحمن الرحیم

اما فرق بين استغفار و توبه : استغفار به معناي طلب بخشش بوسيله دعا كردن است . فرد با خواندن دعا و تضرع وزاري بدرگاه پروردگار طلب مغفرت از خداي تعالي مي نمايد اما توبه زماني محقق مي شود كه فرد عزم برترك گناه نموده  و گناه را ترك نمايد . لذا استغفار اعم است ولي تو به اخص و فردي كه توبه مي كند هم ندامت بر او غالب ميگرددو هم مشغول استغفار مي گردد تا به مقصد كه قبول كردن توبه او از طرف پروردگار است برسد.

لسان العرب مي گويد: تواب يعني تائب بسوي خدا و اين صفتي است كه هم برخدا و هم بر بنده اطلاق مي شود .

وقتي مي گوئيم عبد تواب ؛ يعني عبد و بنده بسوي خداي تعالي بازگشته ولي در خصوص والله تواب يعني خداي تعالي بنده را از معصيت برمي گرداند .

تاب به معناي برگشت بسوي خدا و رجوع بسوي او ست ولي وقتي گفته مس شود تاب الله يعني خداي تعالي بر بنده تائب به مغفرت برمي گردد و او را توفيق توبه عنايت مي كند .

 

توابين چه كساني هستند ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

توبه از ريشه توب به معناي بازگشت و عود به اصل مي باشد . ابوهلال عسگري در كتاب فروق الغويه ميگويد : تئبه پشيماني و ندامت بر خطاها و گناهان است  البته ندامتي كه همراه با عزم بر ترك آن گناهان و عدم بازگشت به آنها .

لذا معني توبه را مي توان اين گونه توضيح داد كه فرد در اثر پشيماني و ندامت شديد از انجام گناهان و اعمال نادرست برگردد و عزم كند كه به هيچ عنوان به انها برنگشته و بلكه جبران گذشته را بنمايد.

اصطلاحا توبه و استغفار به يك معنا گرفته مي شوند اما بين آنها فرق است . بين توبه و ندم يعني پشيماني هم فرق است كه در كتاب فوق آنها را توضيح داده است .

توبه اخص از ندم است . گاه فرد بر امري پشيمان مي شود اما قبح و بدي در آن عمل نمي بيند  اما وقتي در عملي قبح و بدي ديد و آن را به بد ي شناخت  مي تواند به مرحله توبه پا بگذارد و توبه نمايد لذا هر ندامت و پشيماني توبه نمي شود بلكه توبه همان بازگشت و رجوع از گناه بسوي پروردگار است .

مراحل تزکیه نفس

بسم الله الرحمن الرحیم

در بحث گذشته عنوان کردیم که از آن دسته از آیات می توان مراحل تزکیه نفس را برداشت کرد در این قسمت به توضیح مختصری از آن مراحل که استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی خراسانی دام عزه تتبع فرموده اند می پردازیم و در آینده توضیح کامل آنها را می آوریم.

توابین همان کسانی هستند که از خواب غفلت بیدار شده اند و به سوی پروردگار خویش برمی گردند.

صابرین انسانهایی هستند که بعد از بازگشت به سوی خدا در راه رسیدن به محبوب استقامت کرده و همه نوع مشقات را تحمل می کنند.

مقسطین آنهایی هستند که با دقت و تلاش زیاد خود را مطابق با صراط مستقیم دین, ائمه اطهار علیهم السلام قرار داده و سعی میکنند ذره ای تخطی از آنها نداشته باشند تا در مرحله ی تقوا و محبت جزو متقین و محسنین همان انسانهای برجسته ای که فقط و فقط محبت به خدای تعالی دارند و متعلقات محبوب را دوست دارند و به انها اظهار محبت و نیکی می کنند و سعی می کنند با حفظ تقوای خویش ورعایت حدود الهی خود را به خدای تعالی نزدیک و نزدیک تر کرده و چون همه موجودات و غیره را مخلوقات محبوب می دانند به نوعی انها را تحت محبت خویش قرار داده و این انسانها نمی توانند کاری جز اعمال نیک و احسان انجام دهند و چنان در این مسائل تمرین می کنند تا قدرت کافی برای مبارزه با نفس خود پیدا کرده و نفس خود را تربیت می کنند تا در مرحله ی جهاد با نفس جزو کسانی قرار بگیرند که خدای تعالی در قران کریم می فرماید:« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنيَانٌ مَرْصُوصٌ» سوره صف آیه 4.

اینها همان کسانی هستند که جهاد اکبر می کنند همان جهادی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به اصحابشان امر فرمودند که پس از جهاد با دشمن به این جهاد به پردازند زیرا کسی در حقیقت می تواند به رشد واقعی برسد که باتمرین و ممارست زیاد نفس خود را کنترل کرده و هواهای آن را مطابق با دین و دستورات الهی قرار دهد یعنی هوای نفس او همان خواست خدا باشد تا در مرحله ی بعد که مبارزه ی رودرو با شیطان است نفس با او همکار و همیارباشد. وقتی به یاری خدا توانست در مرحله ی عبودیت با شیطان مبارزه کرده و او را به زمین بزند و فقط و فقط خدای تعالی را بندگی کرد جزو متطهرین و پاکان قرار میگیرد. سپس آن قدر در عبودیت و بندگی خدای تعالی تمرین و کار می کند تا صفات نیکی مثل توکل و شاکر بودن را فرا گرفته و در حقیقت بعد از این به کمالات دست می یابد یعنی ظرف وجودی خویش را تطهیر و پاک کرده و آماده دریافت فضایل و کمالات از طرف پروردگار است .

خدای تعالی در قران کریم می فرماید: « فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا» آیه 110 سوره کهف.

یعنی این دسته از انسانها با تمرین عبودیت و بندگی و عمل نیک خود را به لقاء محبوب رسانده و به نهایت درجه ی انسانیت دسترسی پیدا می کنند. انشا الله .

 

اظهار محبت پروردگار

بسم الله الرحمن الر حیم

خدای تعالی از اولین قدمهایی که یک فرد در راه تزکیه نفس و پاکی برمی دارد در صریح قران به او اظهار محبت می نماید تا اهمیت عملی که او تصمیم به انجام آن گرفته را بیان کرده و تشویقی برای او در ادامه راه باشد.

در آیات ذیل به چند نمونه اشاره شده است:

1-         آیه 222 سوره بقره می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

خدا توبه‌كنندگان‌ و پاك‌كنندگان‌ روح‌ را دوست‌ مي‌دارد.

2-         آیه 146 سوره آل عمران می فرماید: وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ

و خدا صابرين‌ را دوست‌ مي‌دارد.

زیرا هدف از تزکیه نفس رسیدن و قرب به پروردگار است و وقتی او اظهار رضایت و محبت می نماید در حقیقت توان و نیروی فرد برای ادامه راه چندین برابر می گردد و این از الطاف خفیه الهی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

ما در این راستا تصمیم گرفتیم با بیان و توضیح وشرح این آیات و مراحل تزکیه نفس اولا الطاف الهی را شکر گفته و از خدای تعالی در خصوص این محبت خاصش تشکر کرده و ثانیا به افرادی که در راه تزکیه نفس قدم برداشته و مشغول ان هستند گوشه ای اندک از الطاف بی نهایت پروردگارش را نشان دهیم تا با دلی گرمتر و سرشار از محبت الهی به راه خود ادامه دهند و به راه راست هدایت می شوند.

این گروهها که صراحتاً خدای تعالی درکتاب جاویدان و پر اهمیت خویش قران کریم از انها نام برده قطعا بایستی خصوصیات ممتاز و ارزشمندی داشته باشند. در یک دسته بندی می توان گفت این گروهها همان هفت مرحله ی تزکیه نفس است که استاد معظم و دانشمند روشنفکر معاصر حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه در بیش از بیست سال گذشته از میان آیات و روایات صحیح اسلامی تتبع نموده و تنظیم کردند.

مراحل یقظه. توبه . استقامت. صراط مستقیم. محبت. جهاد با نفس. عبودیت که در آینده به شرح و توضیح این مراحل می پردازیم.

 

اعمال نیک

بسم الله الرحمن الرحیم

در آیات قران بسیاری از اعمال مورد توجه وتاکید واقع شده است مانند انفاق و قرض الحسنه اما در خصوص انها خدای تعالی این گونه اظهار محبت نفرموده است علت این مسئله چه چیزی می تواند باشد؟ در جواب باید عرض شود اعمال خوب در جای خودنیک و پسندیده هستند اما به تنهائی مورد توجه قرار دادن انها کاری نیست که از خدای تعالی توقع برود زیرا عمل وقتی باید مورد تائید واقع شود که از صفات درونی سرچشمه گرفته باشد.

یا به قول معروف از کوزه همان تراود که در اوست انسان باید عملی را انجام دهد که به ان اعتقاد دارد به ان ایمان دارد. عملی که فقط پوسته و ظاهر داشته باشد ارزشی از نظر خدای حکیم ندارد. انسان ممکن است انفاق کند اما نه بر اساس صفات نیک باطنی بلکه شاید برای ریا کردن باشد. ظاهر عمل نیک است  اما این انفاق , انفاقی نیست که خدای تعالی ان را به پسندد  و قبول کند. یا مثلا انسان تحت تاثیر تبلیغات و احساسات قرار می گیرد اعمالی انجام می دهد که شاید در حالت طبیعی انها را انجام ندهد اما خوب انی تصمیم می گیرد و شاید بعداً پشیمان شود زیاد دیده شده که فردی در اثر تبلیغات و احساساتی شدن برای امر خیری مبلغی را می پردازد یا خانمی طلایش را می دهد اما بعدا پشیمان می شود حتی گاه می بینیم خود شرا سرزنش می کند که چرا احساساتی شدم این گونه رفتارها نمی تواند ان ارزش و اهمیتی که انفاق دارد را داشته باشد. بلکه عملی ارزشمند است که از یک صفت باطنی نشأت گرفته باشد و فرد با همه وجود خویش به ان مبادرت ورزد. خودما هم از این که کسی براساس احساسات  به ما لطف کند خیلی خوشحال نمی شویم اما اگر کسی با همه وجود و محبت به انسان لطفی کند هرچند ان لطف یک سلام باشد برای انسان بسیار ارزشمند است.

در حقیقت هر عملی ولو در ظاهر نیک و پسندیده باشد اما از صفت نیک و یا خیرخواهی نباشد مورد قبول خدای تعالی واقع نمی شود.

زیرا این چنین عملی مقطعی است و ملکه وجودی فرد نیست اما خدای تعالی دائما ما را دستور فرموده است که اعمال نیک را ملکه وجودی خود کرده و بعد انها را انجام دهیم . در بحث انفاق خدای تعالی می فرماید: تنها انفاق از متقین پذیرفته می شود. یعنی اگر فردی خود را تا اندازه ای ساخت که توانست اقلا تقوای انفاق را رعایت کند یعنی از مال حلال خودش انفاق نماید می تواند امیدوار باشد که عمل او پذیرفته می گردد. لذا در ایات قران اعمال خوب سفارش و تاکید شده و از اعمال بد انسانها را برحذر کرده است اما عامل انها مهم بوده است یعنی خوبی و نیکی خوب است اما اگر کسی خود را ساخت تزکیه نفس کرد و جزو محسنین شد این فرد مورد محبت خاص خدای تعالی قرار می گیرد و در قران اعلامیه و اظهار محبت به او بیان شده است که: ان الله یحب المحسنین .

بنابراین عاملین و صاحبان صفات نیکو و پسندیده و صفات زشت در این دسته از ایات مورد توجه قرار گرفته اند نه عمل انها, چرا که وقتی باطن فردی پاک و طیب شد به جز خوبی و پاکی و عمل صالح چیز دیگری از او توقع نیست و برعکس وقتی باطنی آلوده و ناپاک گردید جز عمل بد ودور از اخلاق از ان توقع نیست هر چند استثناء هم دارد.

 

 

آیات یحب و لایحب

بسم الله الرحمن الرحیم

خدای تعالی در قران کریم با تکرار دو جمله در آیات متعدد چند دسته از افراد را مورد محبت خود و چند دسته افراد را دور از محبت خود معرفی کرده است. ان دو جمله این است: «ان الله یحب» و « ان الله لا یحب» که در ادامه این جملات صفات پسندیده و ناپسند را آورده و به انها اظهار محبت و یا اظهار غضب فرموده است.

آن آیات به شرح ذیل می باشند:

آیه 190 سوره بقره : إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ

قطعاً خدا متجاوزين‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 36 سوره نساء: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا

چون‌ قطعاً خدا، كسي‌ كه‌ متكبّر و فخرفروش‌ باشد، دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 107 سوره نساء: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا

زيرا خدا افراد خيانتكار و گناهكار را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 87 سوره مائده : إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ

قطعاً خدا متجاوزين‌ را دوست‌ ندارد.

آیه 58 سوره انفال: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ

قطعاً خدا افراد خائن‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 38 سوره حج: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ

حتماً خدا هيچ‌ خيانتكار ناشكري‌ را دوست‌ ندارد.

آیه 76 سوره قصص: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ

قطعاً خدا شادهاي‌ (به‌ زخارف‌ دنيا را) دوست‌ ندارد.

آیه 77 سوره قصص: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ

قطعاً خدا فسادكنندگان‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 18 سوره لقمان: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ

قطعاً خدا هيچ‌ متكبّر مغروري‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 195 سوره بقره: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

قطعاً خدا نيكوكاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 222 سوره بقره: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

خدا توبه‌كنندگان‌ و پاك‌كنندگان‌ روح‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 134 سوره آل عمران: وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

خدا نيكوكاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 146 سوره آل عمران: وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ

خدا صابرين‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 159 سوره آل عمران: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ

چون‌ قطعاً خدا كساني‌ را كه‌ توكّل‌ مي‌كنند، دوست‌ دارد.

آیه 13 سوره مائده: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

خدا نيكوكاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 42 سوره مائده: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ

قطعاً خدا عادلها را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 4 سوره توبه: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ

قطعاً خدا پرهيزگاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 7 سوره توبه: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ

خدا قطعاً پرهيزگاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 9 سوره حجرات: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ

قطعاً خدا اهل‌ قسط‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 8 سوره ممتحنه: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ

قطعاً خدا عدالت‌كنندگان‌ را دوست‌ مي‌دارد.

 

محبت خدای تعالی به بندگان

بسم الله الرحمن الرحیم

خدای تعالی براساس علم خویش عاقبت همه انسانها را میدانسته یعنی علم داشته هر کدام ازانسانها چه راهی را انتخاب کرده و عاقبتشان چه می شود. اما در ابتدای خلقت همه انسانها را بطور مساوی خلق فرموده است و محبت خدای تعالی برهمگان تعلق گرفته است. و حتی در ادامه حیات لحظه به لحظه محبت خدای تعالی شامل حال انها بوده که توانستند زندگی کنند و حتی قدرت بر اعمال شنیع پیداکنند. پس محبت عام الهی یا رحمانیت خدا بر تمام موجودات سایه گسترانیده وهمه از این خوان پرنعمت استفاده می کنند. اما خدای تعالی نسبت به انسانهای برجسته ونیکو و افرادیکه خود را به مقامات بالایی از پاکی و کمال رسانده اند به چشم دیگری نگاه می کند و محبت خاصی به انها دارد که این محبت همان رحیمیت الهی است که بالمومنین خاصه است یعنی فقط و فقط اختصاص به مومنین دارد و مومنین نه تنها در این دنیا نیاز به افاضه محبت الهی در خصوص مسائل مادی دارند بلکه چون انها حیات روح را از دست نداده و روح انها در قید حیات است نیاز وافری به روزی معنوی برای ادامه حیات روح خود هستند واین گونه افاضات در محدوده رحیمیت الهی است.

در حقیقت رحمانیت و رحیمیت الهی از این دنیا بر انها سایه گسترانده و تا قیامت و بهشت مستدام است.

حديث کساء

بسم الله الرحمن الرحيم

استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی خراسانی دام ظله به ما سفارش اکید می فرمودند  که از حدیث کساء غفلت نورزیم و به ان مداومت داشته باشیم و برای رفع مشکلاتمان از این دعای بسیار مجرب استفاده کنیم من هم بیاد استاد و زحمات ان بزرگوار این دعا را برای شما آورده ام:

عن فاطمۃ الزهراء عليها السلام بنتِ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال سمعت فاطمۃ أنها قالت دخل عليّ أبي رسول الله في بعض الايام فقال السلام عليک يا فاطمۃ فقلت عليک السلام قال انّي أجد في بدني ضعفاً فقلت له أعيذک بالله يا أبتاه من الضعف فقال يا فاطمۃ ايتيني بالکساء اليماني فغطّيني به فأتيته بالکساء اليماني فغطّيته به و صرت أنظر اليه  و اذا وجهه يتلألؤ کأنّه البدر في ليلۃ تمامه و کماله فما کانت الا ساعۃ و اذا بولدي الحسن قد أقبل و قال السلام ليک يا أمّاه فقلت و عليک السلام يا قرۃ عيني و ثمرۃ فؤادي فقال يا أماه انّي أشمّ عندک رائحۃ طيبۃ کأنها رائحۃ جديّ رسول الله فقلت نعم انّ جدّک تحت الکساء فأقبل الحسن نحو الکساء و قال السلام عليک يا جدّاه يا رسول الله أتأذن لي أن أذخل معک تحت الکساء فقال و عليک السلام يا ولدي و يا صاحب حوضي قد أذنت لک فدخل معه تحت الکساء فما کانت الا ساعۃ و اذا بولدي الحسين قد أقبل و قال السلام عليک يا أمّاه فقلت و عليک السلام يا ولدي و يا قرۃ عيني و ثمرۃ فؤادي فقال لي يا أمّاه انّي أشمّ عندک رائحۃ طيبّۃ کأنّها رائحۃ جدّي رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقلت نعم انّ جدّک و أخاک تحت الکساء فدني الحسين نحو الکساء و قال السلام عليک يا جدّاه السلام عليک يا من أختاره الله أتأذن لي أن أکون معکما تحت الکساء فقال و عليک السلام يا ولدي و يا شافع أمّتي قد أذنت لک فدخل معمها تحت الکساء فاقبل عند ذلک ابوالحسن علي بن ابيطالب و قال السلام عليک يا بنتِ رسول الله فقلت و عليک السلام يا اباالحسن و يا اميرالمؤمنين فقال يا فاطمۃ انّي أشمّ عندک رائحۃ طيبّۃ کأنّها رائحۃ أخي و ابن عمّي رسول الله فقلت نعم ها هو مع ولديک تحت الکساء فاقبل عليّ نحو الکساء و قال السلام عليک يا رسول الله أتأذن لي أن أکون معکم تحت الکساء قال له و عليک السلام يا أخي و يا وصيّي و خليفتي و صاحب لوائي قد أذنت لک فدخلي عليٌّ تحت الکساء ثم أتيت نحو الکساء و قلت السلام عليک يا أبتاه يا رسول الله أتأذن لي أن أکون معکم تحت الکساء قال و عليکِ السلام يا بنتي و يا بضعتي قد أذنت لکِ فدخلت تحت الکساء فلما اکمّلنا جميعاً تحت الکساء أخذ أبي رسول الله بطر في  الکساء و أومئ بيده اليمني الي السماء و قال اللهم انّ هؤلاء أهل بيتي  و خاصّتي و حامّتي لحمهم لحمي و دمهم دمي يؤلمني ما يؤلمهم و يحزنني ما يحزنهم أنا حرب لمن حاربهم و سلم لمن سالمهم وعدوّ لمن عاداهم و محبّ لمن أحبّهم انّهم منّي و أنا منهم فاجعل صلواتک و برکاتک و رحمتک و غفرانک و رضوانک عليّ و عليهم و أذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً فقال الله عزّ و جلّ  يا ملائکتي و ي اسکّان سمواتي انّي ما خلقت سماءً مبنيّۃ و لا أرضاً مدحيّۃ و لا قمراً منيراً و لا شمساً مضيئۃً و لا فلکاً يدور و لا بحراً يجري و لا فلکاً يسري الا في محبۃ هؤلاء الخمسۃ الذينهم تحت الکساء فقال الأمين جبرائيل يا ربّ و من تحت الکساء فقال عزّ و جلّ هم أهل بيت النبوۃ و معدن الرسالۃ هم فاطمۃ و ابوها و بعلها و بنوها فقال جبرائيل يا ربّ أتأذن لي أن أهبط الي الارض لأکون معهم سادساً فقال الله نعم قد أذنت لک فهبط الأمين جبرائيل و قال السلام عليک يا رسول الله العليّ الاعلي يقرئک السلام و يخصّک بالتحيّۃ و الاکرام و يقول لک و عزّتي و جلالي انّي ماخلقت سماء مبنيّۃ و لا أرضاً مدحيّۃ  و لا قمراً منيراً و لا شمساً مضيئۃ و لا فلکا يدور و لا بحراً يجري و لا فلکاً يسري الا لأجلکم و محبّتکم و قد أذن لي أن أدخل معکم فهل تأذن لي يا رسول الله فقال رسول الله و عليک السلام يا أمين وحي الله انّه نعم قد أذنت لک فدخل بجبرائيل معنا تحت الکساء فقال لأبي انّ الله قد أوحي اليکم يفول انّما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيراً فقال عليّ لابي يا رسول الله أخبرني ما لجلوسنا هذا تحت الکساء من الفضل عند الله فقال النبيّ و الذي بعثني بالحق نبيّاً واصطفاني بالرّسالۃ نجيّاً ما ذکر خبرنا هذا في محفل من محافل أهل الارض و فيه جمع من شيعتنا و محبينا الا و نزلت عليهم الرحمۃ و حفّت بهم الملائکۃ و استغفرت لهم الي أن يتفرقوا فقال عليّ اذاً والله فزنا و فاز شيعتنا و ربّ الکعبۃ فقال النبي ثانياً يا عليّ والذي بعثني بالحقّ نبياً و اصطفاني بالرسالۃ نجيّاً ما ذکر خبرنا هذا في محفل من محافل أهل الارض و فيه جمع من شيعتنا و محبينا و فيهم مهموم الا و فرّج الله همّه و لا مغموم الا و کشف الله غمّه و لا طالب حاجّۃ الا و قضي الله حاجته فقال عليٌّ اذاً والله فزنا و سعدنا و کذلک شيعتنا فازوا و سعدوا في الدنيا و الاخرۃ و ربّ الکعبۃ.

 

«محبّت رسول اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله  به على   عليه‏السلام »

بسم الله الرحمن الرحیم

استاد معظم و دانشمند روشنفکر حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه در کتاب ارزشمند امیرالمومنین علیه السلام در خصوص محبت رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم به علی علیه السلام می فرمایند:

   حضرت رسول اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله  آن قدر على بن ابيطالب   عليه‏السلام  را دوست مى‏داشت كه او را به عنوان جان خود معرّفى مى‏كرد و خداى تعالى هم با كلمه‏ى {«و انفسنا»} در آيه‏ى مباهله آن را تأييد مى‏فرمود.

     گاهى مى‏گفت: على جان من است. و گاهى مى‏فرمود: على روح من است. و گاهى على   عليه‏السلام  را با خود از يك شجره معرّفى مى‏كرد. و گاهى مى‏فرمود: هر كه مرا دوست دارد بايد على را هم دوست داشته باشد. و هر كه من امير و فرمانده اويم على هم امير و فرمانده او است. و هر كه مرا مولاى خود مى‏داند بايد على را هم مولاى خود بداند.

     رسول اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله  به همه‏ى امّتش فرمود: من و على دو پدر شمائيم و اگر كسى هر يك از ما را برنجاند عاق والدين است. گاهى روى مباركش را به على بن ابيطالب  عليه‏السلام مى‏فرمود و با يك دنيا محبّت و عشق به او مى‏گفت:

     على جان، تو برادر منى،

     على جان، تو وصىّ منى،

     على جان، تو وارث منى،

     على جان، گوشت تو گوشت من است و خون تو خون من است،

     على جان، هر كس با تو در صلح و صفا باشد با من در صلح و صفا است و هر كس با تو بجنگد با من جنگيده است.

     على جان، تو ظرف علم و حكمت منى،

     على جان، تو باب شهر علم منى،

     على جان، تو روز قيامت در كنار حوض كوثر جاى من مى‏نشينى و دوستانت را از آب كوثر سيراب مى‏كنى،

     على جان، تو ديون مرا مى‏دهى و به وعده‏هائى كه من به مردم داده‏ام وفا مى‏كنى.

     على جان، شيعيان تو در بهشت بر بلنديهائى از نور در اطراف و در كنار من هستند و آنها را من به خاطر تو دوست مى‏دارم.

     على جان، اگر تو نبودى مؤمنين واقعى بعد از من شناخته نمى‏شدند و مسلمانها امتحان نمى‏گرديدند،

     اى مردم على من، هادى گمراهان است، نورى براى كوردلان است.

     على عزيز من ريسمان محكم خدا است.

     على جانم راه راست به سوى خدا است.

     على از همه به من نزديك‏تر است، از همه زودتر به من گرويده و از همه بيشتر به من ايمان دارد، هيچ كس منقبت و فضيلتى مانند على ندارد.

     سپس با شعف و نشاطى و خشوع غير قابل وصفى دست به دعا بر مى‏داشت و عرض مى‏كرد: خدايا دوست بدار هر كه على مرا دوست مى‏دارد و دشمن بدار هر كه على را دشمن مى‏دارد.

     خدايا يارى كن هر كه على مرا يارى مى‏كند و پستش كن هر كه على را پست مى‏كند.

 

دعا


 

يابن البدور المنيره


يابن السرج المضيئه


يابن الشهب الثاقبه


اي فرزند ماههاي منير


اي فرزند چراغهاي پر فروغ


اي فرزند شهابهاي فروزان

يا ابا صالح المهمدی ارواحنا فداه

يابن الانجم الزاهره


يابن السبل الواضحه


يابن الاعلام اللائحه


اي فرزند ستارگان درخشان


اي فرزند راههاي روشن


اي فرزند نشانه هاي آشكار

در ظلمتكده اين جهان پر آشوب


در ميان امواج هولناك گرداب جهل و ناداني


در بيابان تاريك و دهشت زاي روزگار غيبت


گم گشته و سرگردان ، راه به جايي نداريم

اي ماه منير


اي چراغ رخشنده


اي ستاره درخشان


اي شعله فروزان


راهبر و راهنمايمان باش

 

 

معنای محبت از نظر استاد معظم حضرت ا یه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه

بسم الله الرحمن الرحیم

استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه می فرمودند: محبت خدای تعالی همان رحمان و رحیمیت اوست که از این دو صفت, خدای تعالی در اول هر سوره یاد کرده است و به دفعات در ایات قران کریم تکرار شده و از صفات برجسته و ظاهر پروردگار است.

ایشان هم چنین می فرمودند: رحمانیت پروردگار چنان عام و گسترده است که همه موجودات را فراگرفته است . مثلا در زمانی که یزید ان جسارتها را به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام روا داشت و ان همه جنایت و اذیت و ازار رساند لحظه لحظه مورد رحمانیت پروردگار بود یعنی از نعمت حیات و زندگی استفاده می کرد از نعمتهای مادی خوردن و اشامیدن و ... استفاده می کرد و چنان غرق در نعمتهای پروردگار بود که از حقیقت و ان چه خودش هم ان را باور داشت غافل شده بود.

در حالی که اگر خدای تعالی می خواست ان واحد او را از میان می برد اما بر اساس مصالحی این رحمانیت پروردگار از او سلب نشد.

استاد معظم و دانشمند روشنفکر معاصر حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه در خصوص خلقت می فرمودند:

خدای تعالی تمام مخلوقات خویش را اعم از انسان و گیاه و جانداران و جمادات دوست دارد و همان محبت به انها سبب خلقت انها شده است. یعنی از ابتدای خلقت محبت وجود داشته است چنان که خدای تعالی در حدیث قدسی معروف می فرماید: ( کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف).

یعنی بنا و اساس خلقت بر محبت نهاده شده است. هر چیزی که محبت خدا بر ان قرار گرفته خلق شده و هر چیزی که بیشتر مورد محبت الهی واقع شده ارزشمندتر است تا این که بیشترین محبت خدای تعالی بر نوع انسان قرار گرفته است به همین دلیل او را برترین موجودات در عالم خلقت شمرده است و وقتی می خواهد روح او را خلق کند بخاطر ارزش و بزرگی و اهمیتی که ان روح دارد ان را به خود منتسب می کند و می فرماید: ( و نفخت فیه من روحی) این به این معنا نیست که خدای  تعالی از روح خودش در وجود انسان دمیده است چنان که بعضی از فرق مسلمین به ا ین اشتباه افتاده اند بلکه از جهت این که بزرگی و اهمیت روح را خدای تعالی به ما بفهماند ان را به خودش نسبت می دهد.

همان طور که وقتی انسان  یک فردی را خیلی دوست دارد و می خواهد عمق محبت خودش را به او برساند او را فرزند خود خطاب می کند حال این که او فرزند صلبی این فرد نیست مثل این که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم سلمان را از خود می خواند و می فرماید: سلمان منا اهل البیت . حضرت سلمان از خاندان رسالت نبوده و حتی ملیتش نیز متفاوت است اما از نظر روحی و کمالات روح چنان رشد کرده است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم او را به خود منتسب می کند.

یا در خصوص خون حضرت سید الشهداء علیه السلام خدای تعالی می فرماید: ثار الله  این به این معنا نیست که خون خدای تعالی است بلکه بخاطر این است که امام حسین علیه السلام به خاطر اجرای اوامر الهی و خواست پروردگار قیامی می فرماید و در ان خونش ریخته می شود عظمت و ا همیت این قیام و خون چنان است که گویا خون خداست .

بنابراین این انتسابی که خدای تعالی در خصوص روح انسان فرموده فقط بخاطر عظمت دادن و نشان دادن اهمیت ان است و نه چیز دیگر این  مطلب در روایات به صراحت توضیح داده شده است.

بر این اساس در نوع انسان هم هر کس بتواند بیشترین صفات الهی را در خود ایجاد کند و بیشتر سنخیت با خدای تعالی پیدا کند و خود را پاک تر نماید طبعا بیشتر مورد توجه و محبت خدای تعالی واقع می شود.

ادامه معنای محبت خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

لذا می توان نتیجه گرفت محبت پروردگار همان نشان دادن راه راست و صراط مستقیم به افراد بشر در جهت رشد و اصلاح انهاست. چنانچه این لطف و محبت خدای تعالی در همه اعصار و قرون و در همه دورانهای عمر بشر در روی زمین گسترده و شامل حال همه بشریت بوده است. فرستادن انبیا و اولیاء و تحمل کردن انها مشقات و سختی ها در راه رسیدن بشر به این محبت الهی بوده است از طرف دیگر محبت عام پروردگار همان دادن تمام نعمتهای مادی هر انچه مورد نیاز بشر بوده و یا در اینده به ان نیازپیدا می کردند همه و همه داخل در محبت عام پروردگار است که تمام افراد اعم از کافر و ملحد و مسلمان و حتی افرادی مثل فرعون و نمرود و... از ان برخوردار بودند و در نظر ظاهر شاید انها بیشتر از مومنان حتی, از این انعم الهی استفاده می کردند و در ایات قران نیز به این مسئله اشاره شده است.مانند ایه 83 سوره یونس که خدای تعالی می فرماید: « و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین» یا ایه 88 سوره یونس که می فرماید:« و قال موسی ربنا انک اتیت فرعون و ملاه زینه و اموالا...».

و ایات زیادی که خدای تعالی در انها به نعمتهایی که به افرادی که کافر بودند داده است را بیان کرده است مانند ایاتی که در خصوص قارون است.

در معنای کلمه رحمن و رحیم که به معنای مهربان و بامحبت است امام علیه السلام می فرماید: رحمن محبت عام پروردگار به همه مردم اعم از مومن و کافر است ولی رحیم محبت خاص پروردگار که همان هدایت و ارشاد بندگان به سوی صراط مستقیم و رضایت الهی است که بیشتر در روز قیامت نمایان می شود.