معنای محبت از نظر استاد معظم حضرت ا یه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه می فرمودند: محبت خدای تعالی همان رحمان و رحیمیت اوست که از این دو صفت, خدای تعالی در اول هر سوره یاد کرده است و به دفعات در ایات قران کریم تکرار شده و از صفات برجسته و ظاهر پروردگار است.
ایشان هم چنین می فرمودند: رحمانیت پروردگار چنان عام و گسترده است که همه موجودات را فراگرفته است . مثلا در زمانی که یزید ان جسارتها را به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام روا داشت و ان همه جنایت و اذیت و ازار رساند لحظه لحظه مورد رحمانیت پروردگار بود یعنی از نعمت حیات و زندگی استفاده می کرد از نعمتهای مادی خوردن و اشامیدن و ... استفاده می کرد و چنان غرق در نعمتهای پروردگار بود که از حقیقت و ان چه خودش هم ان را باور داشت غافل شده بود.
در حالی که اگر خدای تعالی می خواست ان واحد او را از میان می برد اما بر اساس مصالحی این رحمانیت پروردگار از او سلب نشد.
استاد معظم و دانشمند روشنفکر معاصر حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه در خصوص خلقت می فرمودند:
خدای تعالی تمام مخلوقات خویش را اعم از انسان و گیاه و جانداران و جمادات دوست دارد و همان محبت به انها سبب خلقت انها شده است. یعنی از ابتدای خلقت محبت وجود داشته است چنان که خدای تعالی در حدیث قدسی معروف می فرماید: ( کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف).
یعنی بنا و اساس خلقت بر محبت نهاده شده است. هر چیزی که محبت خدا بر ان قرار گرفته خلق شده و هر چیزی که بیشتر مورد محبت الهی واقع شده ارزشمندتر است تا این که بیشترین محبت خدای تعالی بر نوع انسان قرار گرفته است به همین دلیل او را برترین موجودات در عالم خلقت شمرده است و وقتی می خواهد روح او را خلق کند بخاطر ارزش و بزرگی و اهمیتی که ان روح دارد ان را به خود منتسب می کند و می فرماید: ( و نفخت فیه من روحی) این به این معنا نیست که خدای تعالی از روح خودش در وجود انسان دمیده است چنان که بعضی از فرق مسلمین به ا ین اشتباه افتاده اند بلکه از جهت این که بزرگی و اهمیت روح را خدای تعالی به ما بفهماند ان را به خودش نسبت می دهد.
همان طور که وقتی انسان یک فردی را خیلی دوست دارد و می خواهد عمق محبت خودش را به او برساند او را فرزند خود خطاب می کند حال این که او فرزند صلبی این فرد نیست مثل این که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم سلمان را از خود می خواند و می فرماید: سلمان منا اهل البیت . حضرت سلمان از خاندان رسالت نبوده و حتی ملیتش نیز متفاوت است اما از نظر روحی و کمالات روح چنان رشد کرده است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم او را به خود منتسب می کند.
یا در خصوص خون حضرت سید الشهداء علیه السلام خدای تعالی می فرماید: ثار الله این به این معنا نیست که خون خدای تعالی است بلکه بخاطر این است که امام حسین علیه السلام به خاطر اجرای اوامر الهی و خواست پروردگار قیامی می فرماید و در ان خونش ریخته می شود عظمت و ا همیت این قیام و خون چنان است که گویا خون خداست .
بنابراین این انتسابی که خدای تعالی در خصوص روح انسان فرموده فقط بخاطر عظمت دادن و نشان دادن اهمیت ان است و نه چیز دیگر این مطلب در روایات به صراحت توضیح داده شده است.
بر این اساس در نوع انسان هم هر کس بتواند بیشترین صفات الهی را در خود ایجاد کند و بیشتر سنخیت با خدای تعالی پیدا کند و خود را پاک تر نماید طبعا بیشتر مورد توجه و محبت خدای تعالی واقع می شود.