کشتن نفس و توبه
بسم الله الرحمن الرحيم
استاد معظم حضرت ايه الله حاج سيد حسن ابطحي دام ظله در كتاب وظايف سالك الي الله جلد اول در ذيل ايه فوق چنين مرقوم فرموده اند:
«مرحله توبه»
«سالك الي الله در مرحلة توبه اول بايد به ظلمهايي كه به خود كرده اقرار كند و آنچه در دل خود از بت پرستيهاو ديگران پرستيها،انجام داده پشيمان شود و بلكه نفسانيت خود را از بين ببرد تا پروردگارش كه تواب و مهربان است توبة او را بپذيرد.»
سالك الي الله بايد براي حركت به سوي خداي تعالي اول توبه كند يعني به سوي معبود و خالق خويش برگردد. اين قدم بسيار مهم است زيرا قدمي در جهت تعيين مسير است انساني كه راه را اشتباه رفته بايد اول مسير صحيح را انتخاب و به سوي ان تغيير جهت دهد . به همين جهت است كه در مرحله ي توبه سالك الي الله بايد به ظلم هايي كه به خود كرده در مرحله اول مقر باشد و انها را بشناسد و درك كند. و اگر پذيرفت كه گناه كرده و ظالم به نفس خويش بوده در حقيقت به توبه واقعي دست يافته و يقينا از ارتكاب مجدد ان محفوظ مي شود.
در مرحله ي بعد بايد بداند كه از بزرگترين ظلمهاي به نفس، پرستيدن چيزي و كسي غير از خداست اگر اين را بفهمد و معناي پرستش را درك كند كه همان اطاعت از هر چيزي غيراز خداست. مي تواند به معناي كامل توبه برسد و در توبه خود راسخ باشد.
سالك الي الله بايد براي توبه كردن پا روي نفس خود بگذارد و در حقيقت ان را بكشد و از ميان بردارد تا بتواند توبه كند. زيرا نفس به كمك شيطان او را از راه راست منحرف كرده و مرتكب خطاها و گناهان كرده است و البته معناي كشتن اين نيست كه ان را از بين ببرد بلكه عمل نكردن به اوامرش و ناديده گرفتنش همان كشتنش است.
در ايه فوق حضرت موسي عليه السلام براي توبه بني اسرائيل راه خاصي را بيان مي فرمايد. مي توان نتيجه گرفت كه توبه ي هر عمل و كار زشتي بالنسبه ي ان فرق مي كند. از اين جاست كه با اهميت وجود استاد و راهنما فردي كه مجتهد در امر تزكيه نفس باشد، فردي كه طبيب روح باشد و بتواند براي امراض روحي و معالجه ي انها نسخه اي بدهد ، پي مي بريم زيرا اوست كه مي تواند مشكل هر فرد را بالنسبه ي روحياتش درك كرده و راه حل مناسب بر اساس ايات قران كريم و فرمايشات معصومين عليهم السلام بدهد.
در ايات مختلف قران هيچ كجا براي توبه از پرستش غير خدا امر به كشتن نشده اما در ايه فوق بخاطر اهميت موضوع و روحيه بت پرستي كه در وجود بني اسرائيل بوده بايد مجازاتي سنگين مي شدند تا تاثير بسياري بر انها بگذارد. استاد معظم در توضيح ايه فوق مي فرمايد: اري فشار و نا امني و احتمال آن كه هر كسي ضعيف است بتواند در كمين قوي بايستد و او را از پاي در آورد و بالاخره هرج و مرج و نا امني در هر كجا كه بوجود آيد جان ان مردم را به لب مي رساند و چون گناه و خطاي انها دسته جمعي بود مواخذه و توبه هم بايد فراگير و دسته جمعي باشد. اين به خاطر ان كه ارزش امنيت را بدانند و از اين گونه كارهاي انحرافي براي هميشه توبه كنند، بود.
مقام معظم رهبري كه حضرت موسي در ان زمان عهده دارش بود ايجاب مي كرد كه انحراف انها را متذكر شود . راه توبه را به انها نشان دهد و قاطعيت داشته باشد و اهميت امنيت و نظم جامعه را براي انها مشخص كند و با مشكل ترين تنبيهات نگذارد اين خطاها تكرار شود.(كتاب توضيح ايات قران كريم از جمله تاليفات استاد معظم حضرت ايه الله حاج سيد حسن ابطحي دام ظله صفحه 299).